پرفکشنیست یا کمالگرایی بهنظر کلمه و معنای مثبتی داره! کمال و تمامیت یه چیز، مگه میشه بد باشه؟
جوونتر که بودم این جمله رو از اطرافیانم دربارهی خودم میشنیدم که بهم میگفتن پرفکشینست، و راستش بهش افتخار میکردم. درست مثل الان که مُد شده و هرکسی با هر وسواسی، با اتیکت " من اُ-سی-دی دارم "به خودش اعتبار میده و فکر میکنه این نشانهی قدرت مغز و مرتب بودنه و نه یه اختلال روانی و وسواس فکری لیست شده در اختلالات روانی!
سالها طول کشید که بفهمم من دچار به کمالگرایی هستم که باعث افسردگیهای دورهای، اضطراب و کمبود اعتماد به نفس میده! چرا که استانداردهای مغزی من بالاتر از توان خودم یا شرایط محیط و اطرافیانم و حتی شکل و مسیر واقعی زندگی بود. اتفاقی که کنترلی روش نداشتم هیچ، بلکه خیلی هم دوستش داشتم. چرا؟! چون یکی از نکات کمالگرایی: تلاش بیش از حد و رسیدن به اهداف کوتاه و بلند مدت شخصیه. چیزی که شاید اطرافیانت فقط خروجی کار رو میبینن و نه تمام مسیر که پر بوده از استرس و اضطراب نرسیدم، هیچ وقت راضی نبودن و استراحت ندادن به مغز برای لذت بردن و ترس شبانه روزی از شکست.
فکر میکنم حدود بیست و سه ساله بودم که اولین بار با این اختلال خیلی عام آشنا شدم. کتابی بود که ربطی به این داستان هم نداشت به اسم "زیبایی نهفته در نقص" جایی که حرف از پیدا کردن تفاوتها و کمکم داستانی کردن اتفاقات بود. درست مثل شروع و ادامه یه رابطه با آدمی، که نه شبیه به توست و نه اصلا نزدیک به کمال. اما هر آدمی تفاوتهای شخصیتی و داستانی داره که کمکم شبیه به سریال تلویزیونی تحلیلش میکنی و باهاش آشنا میشی و بهش عادت میکنی و جزیی از شخصیت طرف میبینیش.. و همین اتفاق با مردم و اطرافیانت هم میفته، و با شهر و در پنجرههاش که اصلا نزدیک به مدینه فاضله ذهنت نیست، و درنهایت با ذهن خودت. جایی که اضطراب برای رسیدن به نقطهای که مشخص نیست کجاست، کم و کمتر میشه و میفهمی مسیره که مهمه!
کمالگرایی جزیی از شخصیت من بوده که ده ساله ازش باخبرم(قدم اول تراپی قبول کردنش و البته با افتخار ازش نگفتن!) و چند ساله کمکم در حال تحلیل، حل کردن، کم کردن و استفاده از از جوانب مثبتش هستم و هنوز راه طولانی در پیش دارم. چند هفته هم هست که پیش مشاور و تراپیست میرم و با دقت که نگاه میکنم حداقل نیمی از اطرافیانم به نحوی بهش دچارن...اختلالی که باعث میشه تقریبا هیچ جای زندگی رو دوست نداشته باشیم و نتونیم یه لیست ده قلمی از نکات مثبتش رو لیست کنیم، از اونا لذت ببریم و برای آینده بهتر، برنامه بریزیم.
و نهایتا کمالگرایی یکی از ویژگی های ادم های سرآمد و باهوش است . این افراد معمولا با معیارها و ملاک های اغلب آدم ها سازگار نمی شوند و دائما در ذهن شان روندهای معمولی را نقد می کنند و دنبال راه و روش های درستر و اصولی تر ، بهتر ، مفید تر ، درآمدزاتر ، اخلاقی تر و ... تر های دیگر هستند ! چه کسی می تواند قضاوت کند که کمالگرایی افراد سرآمد امد خوب است یا بد ؟ به نفع آنهاست یا به ضرر آنها ؟ بسیاری از افراد برجسته ی علمی و هنری و ورزشی برای رسیدن به آرزوها و کمال مطلوب شان شبانه روز تلاش کرده اند و از دولتی سر تلاش های کشنده و آزاردهنده آنها ، بشریت رشد و پیشرفت کرده است . بعضی از آنها حتی از جان خود در راه رسیدن به آرمانها و کمال مطلوب شان گذشته اند !
سوال مهمی که این روزها باید از خودمان بپرسیم این است که : آیا کمالگرایی من شکل یک اختلال شخصیتی یا رفتاری است یا ... تلاشی برای بهتر کردن حال و هوای زندگی برای خودمان و دیگران ؟ پاسخ این سوال می تواند خیلی کمک کننده باشد .


