۱۳۹۸ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

معبد پاگودای شوداگون


دیدن معبد پاگودای شوداگون اتفاق قشنگی بود. رسیدین به یکی از مهمترین معابد بودایی، نشستن و خوندن درباره بودا و بودایی‌ها و مهم‌تر از همه دیدن یک دین دیگه با تمام شباهت‌هاش با بقیه ادیان! اما مهم‌تر از اون داستان تاریخی سیاسی میانمار که با ادیان بودایی و اسلام آغشته ست این وسط جالب بود و چهار ساعتی که بین معابد راه رفتم و یا روی زمین مرمرین معبد نشستم و تاریخ شنیدم و خوندم، به خودم میگفتم که چقدر ما آدم‌ها عادت به یکی کردن، کلی‌بافی و تعمیم دادن همه‌چی به واسطه حافظه تاریخی خودمون داریم. مثلا وقتی درباره بودایی‌ها میانمار میخوندم و بعد تو استوری‌ها منتشر کردم، بیشتر آدم‌ها میگفتن " اینا اگه دینشون بر پایه بی آزاریه، پس چرا این همه مسلمون میانماری رو سوزوندن و خونه‌به‌دوش کردن؟


 بودایی‌ها اصلا هم آدم‌های خوبی نیستن!" و من دوباره یادم اومد که ما خودمون گرفتار همین کلی‌بافی اجتماعی هستیم از نگاه جهانیان. وقتی میگیم ما ایرانی هستیم برداشتشون از ما اتفاقات سیاسی و دینی هست که از ایران در خبرگزاری‌های خارجی پخش میشه و ناخودآگاه ما هم جز همون دسته‌بندی قرار میگیریم و قضاوت میشیم. همین هم برای ادیان و کشورها و اقوام مختلف پابرجاست. همین میشه که ناخودآگاه میگیم انگلیسی‌ها همه خسیس، چینی‌ها همه کرونا دار، عرب‌ها همه افراطی مذهبی و داعشی، هندی‌ها همه گاو پرستن! و همین اتفاق برای میانماری‌ها و بودایی‌های اینجا پابرجاست. آدم‌هایی که جدا از از تصمیمات وحشیانه‌ی حکوت شبه نظامی شبه‌بودایی‌شون، زندگی روزمره دارن و راستش حتی مطمئن نیستم در این پروپاگاندای عجیب حکومتشون، خیلی‌هم از اتفاقاتی که بر سر مسلمونای میانماری آورده باشن خبر داشته باشن!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر